على محمدى

210

شرح اصول استنباط ( فارسى )

اشاره شد راجع به مابعد غايت بود و امّا راجع به خود غايت بحث منطوقى كه در ادبيات عرب طرح مىشود اينست كه آيا غايت داخل در مغيا هست يا خير ؟ از لحاظ موضوعى و مفهومى لا ريب در اينكه غايت داخل در مغيا نيست بلكه هركدام براى معناى خاصى وضع شده‌اند ولى كلام در دخول حكمى است كه آيا حكما غايت داخل در مغيا است و محكوم به همان حكم است ؟ يا خارج ؟ در اين رابطه اقوالى مطرح است كه تفصيل آن را در شرح اصول ج اول نقل كرده‌ام و در اينجا به اجمالى از آن قناعت مىكنم : 1 - غايت در مغيا داخل است مطلقا . 2 - غايت در مغيا داخل نيست مطلقا . 3 - اگر غايت از جنس مغيا باشد مثل صمت النهار الى الليل - اقراء القرآن من سورة فلان الى سورة فلان داخل در مغيا هست و اگر از جنس او نباشد مثل كل شيئى حلال حتى تعريف انه حرام داخل در مغيا نيست . 4 - اگر غايت پس از كلمهء حتى آمده باشد مثل كل السمكة حتى رأسها داخل در مغيا هست و اگر بعد از الى آمده باشد مثلا اكرم العلماء الى يوم الجمعه داخل در مغيا نيست . 5 - اظهر الاقوال عند المصنف ( عند مرحوم مظفر هم همين است ) اينست كه از ظاهر جمله غائيه هيچكدام از اين اقوال برداشت نمىشود بلكه دو احتمال موجود است 1 - داخل بودن غايت در مغيا 2 - عدم دخول . آنگاه هركجا قرينه بر دخول بود فهو المطلوب و هركجا قرينه بر عدم دخول بود باز ما تابع قرينه هستيم اولى مثل كل السمكة حتى رأسها دوّمى مثل كل شيئى حلال حتى تعرف . . . و هركجا قرينه بر هيچ طرف نبود كلام از اين حيث مجمل